سرویس سیاست مشرق _ از زمان آغاز درگیریهای نظامی ایران با آمریکا و اسرائیل که با افت و خیزهای فراوانی نیز همراه بود؛ تعدادی از تحلیلگران در کنار همه گزینههای موجود در اختیار ایران برای اِعمال قدرت اما بر یک گزینهی کمتر گفته شده اتفاق نظر داشتند.
گزینه و نقطه قوتی که به ۲ دلیل موقعیت سوقالجیشی ایران در منطقه غرب آسیا و نیز ترویج گفتمان اسلامی و انقلابی ایران در منطقه یا همان محور مقاومت در دستان جمهوری اسلامی قرار گرفته بود.
آن نقطه قوت که میتواند معادلات دشمن را آشکار تغییر دهد "جبهه گشایی" است.
دشمن در این تصور است که ایران فقط در مرزهای خود خواهد جنگید. لکن دکترین رهبر شهید انقلاب اسلامی که معادلات امنیتی نظام نیز بر آن استوار شده؛ ضربه به دشمن در مبدأ و خاموشسازی تهدید در فراتر از مرزهاست.
البته دقت شود که نبرد و درگیری همواره با افت و خیز همراه است، سیاستها عموما در قبض یا بسط اجرا میشوند و هر شرایطی مقتضیات خاص خودش را دارد. اما این مهم است که ایران همواره به تئوری "دست دراز" نیز اشراف داشته و آنرا یکی از سیاستهای مهم دفاعی خود میدانسته است.
اهمیت راهبرد "جبهه گشایی" در سطحی از اتقان و عقلانیت قرار داشت که دیدیم رهبر جدید انقلاب اسلامی، حضرت آیتا... سیدمجتبی خامنهای نیز آنرا مورد تأیید خویش قرار دادند.
ایشان در نخستین پیام خود در قامت رهبر جدید انقلاب اسلامی که در ایام درگیری با آمریکا و اسرائیل صادر شد، تصریح کردند: در مورد گشودن جبهههای دیگری که دشمن در آن تجربهی ناچیزی دارد و بشدّت در آن آسیبپذیر خواهد بود، مطالعاتی صورت گرفته است و فعّالسازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت.[۱]
در کنار این تأکید البته میتوان به بیانیه شماره ۴۶ سپاه پاسداران در ایام درگیری با آمریکا نیز اشاره کرد که طی آن با اشاره به جنایتهای رژیم صهیونیستی در لبنان آمده بود: به ارتش جنایتکار رژیم اخطار میکنیم در صورت ادامه جنایات علیه غیر نظامیان لبنان و فلسطین، محل تجمع نیروهای دشمن در شمال فلسطین اشغالی و کمربند غزه بدون هیچ ملاحظهای زیر حملات سنگین موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار خواهد گرفت.[۲]
ماجرای تأکید ایران بر جبههگشایی به عنوان یک ابزار جنگی امنیتبخش و منکوبکننده دشمن در پساجنگ نیز ادامه داشته است.
امیرسرتیپ محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی اخیراً در سخنانی در اجتماع مردم در میدان ولیعصر(عج) تهران گفته است: اگر دشمن حماقت کند و دست به تجاوزی دیگر به ایران عزیز ما بزند، با ابزارها و شیوههای جدید جبهههای جدیدی را علیه آن ها خواهیم گشود.[۳]
این مواضع اعلامی و تأکیدات پیوسته در پیرامون آن نشان میدهد ایران اسلامی یک کارت برنده بزرگ در اختیار دارد که در وقت مقتضی آنرا روی میز خواهد گذاشت. و این کارت مهم، "جبهههای جدید" هستند که ایران میتواند آنها را برای ضربه به دشمن آمریکایی_صهیونی بگشاید.
اما این جبهههای جدید کجا هستند؟!

*آدرسهای جدید در حافظه موشکهای نقطهزن ایرانی
پاسخ به این سؤال متضمن دانستن ۲ نکته مهم است. نخست اینکه ایران اسلامی در بحث جبههگشایی بلوف نمیزند و قضیه بسته شدن تنگه هرمز نشان داد که ایران تهدیدات خود را به راحتی عملی میکند.
مسئله دوم نیز این است که طبعا بخشی از این جبهههای جدید قید محرمانه دارند لکن میتوان درباره گزینههای بدیهی حرف زد...
یکی از اصلیترین این جبههها که ایران انگیزه زیادی هم برای گشودن آن دارد جبهه حزبالله در لبنان است.
همانطور که در بیانیه شماره ۴۶ سپاه پاسداران در بالا هم اشاره شد؛ به وضوح دیده میشود که این مسئله در محاسبات فرماندهان نظامی ما جا دارد که ایران در شرایطی که عقلانیت و تدبیر اقتضا کند میتواند وارد جبهه نبرد در جنوب لبنان بشود.
البته قاعدتا این حضور و حمایت در قالب عملیاتهای دوربرد و پشتیبانی موشکی از حزب الله خواهد بود لکن بدانیم که چنین تصمیمی میتواند در کنار تقویت امنیت برای ایران، دشمن را هم در یک تنگنای راهبردی مهم قرار دهد.
*"هفت دریا" و تنگههایی که در تیررس ایران است
اگرچه ایران در جریان درگیری اخیر با بستن تنگه هرمز شوک سنگینی را به طرفهای مقابل و اقتصاد جهانی وارد کرد و در پی آن، ذهنها به سمت یک آبراهه کوچک در خلیج فارس معطوف شد لکن این همه ماجرا نیست.
چند آبراهه و تنگه دیگر نیز هستند که ایران میتواند با ابزارهای مختلف خود بر آنها اعمال نفوذ کند. یکی از این شاهراهها نیز "تنگه بابالمندب" است. تنگهای راهبردی که شناورها از مبدأ اقیانوس هند و با مقصد دریای مدیترانه مجبورند از آن عبور کنند.
بابالمندب در ید قدرت کشور یمن به عنوان متحد راهبردی و گفتمانی جمهوری اسلامی ایران است و یمنیها از انگیزههای لازم برای الگوبرداری از فرمول ایران در تنگه هرمز و یا همان منتفع شدن از اِعمال مقررات آمد و شد در این تنگه برخوردارند.
جدای از این، بابالمندب و برخی تنگههای دیگر در تیررس موشکهای ایرانی هستند. واقعیتی ساده که باید آنرا در کنار دکترین مطروحه از سوی برخی کارشناسان ایرانی تحلیل کرد که گفتهاند "اگر ایران امنیت نداشته باشد، هیچکس امنیت نخواهد داشت."

*قدرت ایران و ابهامات دشمن در اپیزود سوم "جنگ نفتکشها"
جبهه نبرد الزاما همواره یک پهنه آبی یا خاکی نیست...
در واقع گاهی منافع دشمن شامل مقولات متحرکی است که در هوا پرواز میکنند یا در دریا شناورند!
مثال واضح این قضیه "جنگ نفتکشها" در خلیج فارس و در ایام ۸ سال دفاع مقدس است.
جنگی که ایران طی آن نشان داد همزمان با درگیری در مرزهای خود اما میتواند در عرصه دریا نیز منافع دشمن و بویژه متحدان دشمن را آماج حملات خود قرار دهد و هنگامی که نتواند برای تجارت سوخت و غذای خود آزاد باشد؛ عرصه را بر تجارت غذا و سوخت جهانی تنگ خواهد کرد. چون همانطور که اشاره کردیم این قضیه از منطق و استحکام عقلایی لازم برخوردار است که یا ایران امنیت دارد یا هیچکس امنیت نخواهد داشت.
این جنگ البته بعدها و در ماجرای اصابت پرتابهها به کشتیهای ایرانی و اسرائیلی در دریاهای آزاد جهان نیز به نوعی تکرار شد.
حوالی ۲ سال قبل بود که یک ماجرای مرموز به رسانهها راه یافت.
قضیه از این قرار بود که برخی کشتیهای باری یا نفتی متعلق به ایران و سایر طرفهای درگیر در تحولات منطقه، در دریاهای آزاد جهان مورد اصابت پرتابههای ناشناس قرار میگرفتند.
درباره این قضیه اطلاعات رسمی وجود نداشت تا اینکه در شهریورماه همان سال، سردار حسین سلامی، فرمانده شهید سپاه پاسداران به صحنه رسانه آمد و خبر از یک درگیری مهم بین ایران و اسرائیل داد.
شهید سلامی با اشاره به اینکه اسرائیل به شکل مرموزانه نفتکشهای ایران را هدف قرار میداد تا صادرات نفت ایران را مختل کند، گفت: اسرائیل ۱۴ کشتی ایران را زد؛ ما هم ۱۲ کشتی اسرائیل را زدیم. سرانجام اسرائیلیها دستشان بالا رفت و گفتند نبرد کشتیها را متوقف میکنیم.[۴]
این دومین تکرار جنگ نفتکشها بین ایران و دشمنانش بود که نشان داد ایران از ابزار لازم برای اعمال قدرت در این قبیل جنگها برخوردار است و میتواند دشمن خود را هم به شکست بکشاند.
اکنون و در تخمین اینکه جبهههای جدیدی که در بازه انتخاب ایران برای باز شدن علیه دشمن قرار دارند از چه مختصاتی برخوردار هستند، میتوان به شکل واضحتری به تکرار اپیزود سوم از جنگ نفتکشها اشاره کرد.
طبعا دشمنی که به زیرساختها یا منافع ایران حمله کند؛ زیرساختهای متحرک خود در "هفت دریا" را هدف موشکها و پهپادهای نقطهزن ایران قرار خواهد داد.
***
1_https://khl.ink/f/62800
2_mshrgh.ir/1797474
3_https://irna.ir/xjXmCn
4_hamshahrionline.ir/x9vfY





۱۷:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۳۰